هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و دوری از معشوق مینالد و حالات روحی و عاطفی خود را در این جدایی توصیف میکند. او از سوزش دل، بیقراری، و احساس تنهایی در نبود معشوق سخن میگوید و از طبیعت و عناصر مختلف مانند شمع، کاکل، نی شکسته، و مرغ بسمل برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'تیغ کشیدن محراب' یا 'مرغ بسمل' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۴۸۴ - هر شب چو شمع دارم سوز و گداز بی تو
هر شب چو شمع دارم سوز و گداز بی تو
چون کاکلت نماید شبها دراز بی تو ۱
مرهم نهاده ناصور بر زخم سینه من
بیماریم شد افزون ای چاره ساز بی تو ۲
آئینه دل من افتاده از نظرها
بر خاک تیره مالد روی نیاز بی تو ۳
شبها ز بند بندم افغان برون برآید
چون نی شکسته حالم ای دلنواز بی تو ۴
محراب از دو جانب بر روی من کشد تیغ
مسجد اگر درآیم ای قبله ساز بی تو ۵
از رفتن تو افتاد در خانه من آتش
چون داغ از دل من گل کرد راز بی تو ۶
چون مرغ نیم بسمل کارم بود تپیدن
در صیدگاه نازت ای شاهباز بی تو ۷
احوال سیدا را از قمریی چمن پرس
چون سبزه پایمال است ای سرو ناز بی تو ۸
چون کاکلت نماید شبها دراز بی تو ۱
مرهم نهاده ناصور بر زخم سینه من
بیماریم شد افزون ای چاره ساز بی تو ۲
آئینه دل من افتاده از نظرها
بر خاک تیره مالد روی نیاز بی تو ۳
شبها ز بند بندم افغان برون برآید
چون نی شکسته حالم ای دلنواز بی تو ۴
محراب از دو جانب بر روی من کشد تیغ
مسجد اگر درآیم ای قبله ساز بی تو ۵
از رفتن تو افتاد در خانه من آتش
چون داغ از دل من گل کرد راز بی تو ۶
چون مرغ نیم بسمل کارم بود تپیدن
در صیدگاه نازت ای شاهباز بی تو ۷
احوال سیدا را از قمریی چمن پرس
چون سبزه پایمال است ای سرو ناز بی تو ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۳ - تا کی چو گل نشینم در خون تپیده بی تو
گوهر بعدی:شماره ۴۸۵ - گردیده شمع بزمم بی آب و تاب بی تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.