هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجها و دردهای عاشقانه خود میگوید و از معشوقی که او را رها کرده و تنها گذاشته است شکایت میکند. او از بیوفایی و بیرحمی معشوق سخن میگوید و توصیف میکند که چگونه حضور و سپس رفتن معشوق، زندگی او را ویران کرده است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و درد عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه عاطفی دارد.
شماره ۵۲۸ - مرا امشب چو زلف خود پریشان کردی و رفتی
مرا امشب چو زلف خود پریشان کردی و رفتی
به روی خویش چون آئینه میزان کردی و رفتی ۱
تو را آورده بودم از برای حل مشکل ها
چو دیدی مشکل من بر خود آسان کردی و رفتی ۲
کشیدی دامن خود از کفم ای لاله روی من
مرا چون داغ آتش در گریبان کردی و رفتی ۳
روم چون گردباد و در بیابان ها وطن سازم
مرا مانند مجنون خانه ویران کردی و رفتی ۴
نه بیند بعد از این پهلوی زارم خواب آسایش
به روی بسترم خار مغیلان کردی و رفتی ۵
به داغ سینه مرهم جستم و الماس پاشیدی
گلستان مرا بر خاک یکسان کردی و رفتی ۶
به چشم سیدا ای بی ترحم ای جفا پیشه
به جای توتیا ریگ بیابان کردی و رفتی ۷
به روی خویش چون آئینه میزان کردی و رفتی ۱
تو را آورده بودم از برای حل مشکل ها
چو دیدی مشکل من بر خود آسان کردی و رفتی ۲
کشیدی دامن خود از کفم ای لاله روی من
مرا چون داغ آتش در گریبان کردی و رفتی ۳
روم چون گردباد و در بیابان ها وطن سازم
مرا مانند مجنون خانه ویران کردی و رفتی ۴
نه بیند بعد از این پهلوی زارم خواب آسایش
به روی بسترم خار مغیلان کردی و رفتی ۵
به داغ سینه مرهم جستم و الماس پاشیدی
گلستان مرا بر خاک یکسان کردی و رفتی ۶
به چشم سیدا ای بی ترحم ای جفا پیشه
به جای توتیا ریگ بیابان کردی و رفتی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۷ - سر مگو آنکه شود خم پی احسان کسی
گوهر بعدی:شماره ۵۲۹ - مرا در بحر غم چون موج آب انداختی رفتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.