هوش مصنوعی:
شاعر از معشوقهاش شکایت میکند که بدون توجه به حال او، سکوت کرده و رفته است. معشوقه با وجود زیبایی و جذابیت، به نالههای شاعر توجهی نکرده و مانند گلهای باغ، بیتفاوت از کنار او گذشت. شاعر از رفتار سرد و بیاحساس معشوقه متأثر است و این درد را در قالب شعر بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۵۵۹ - به سوی کلبه ام ای نازنین دوش آمدی رفتی
به سوی کلبه ام ای نازنین دوش آمدی رفتی
ز احوالم نپرسیدی و خاموش آمدی رفتی ۱
سخن ناگفته بنشستی خرابت من کبابت من
ز جام حسن می نوشیده بیهوش آمدی رفتی ۲
چو بلبل ناله زار من ای بی رحم نشنیدی
به رنگ غنچه گل پنبه در گوش آمدی رفتی ۳
سرت گردم کجا آموختی این دردمندی را
گریبان چاک و بی پروا کله پوش آمدی رفتی ۴
مثل شد سرو، همچون سیدا بر بی سر و پای
به سیر بوستان تا جام بر دوش آمدی رفتی ۵
ز احوالم نپرسیدی و خاموش آمدی رفتی ۱
سخن ناگفته بنشستی خرابت من کبابت من
ز جام حسن می نوشیده بیهوش آمدی رفتی ۲
چو بلبل ناله زار من ای بی رحم نشنیدی
به رنگ غنچه گل پنبه در گوش آمدی رفتی ۳
سرت گردم کجا آموختی این دردمندی را
گریبان چاک و بی پروا کله پوش آمدی رفتی ۴
مثل شد سرو، همچون سیدا بر بی سر و پای
به سیر بوستان تا جام بر دوش آمدی رفتی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۸ - قدت در چشم خود جا کرده ام ای دوست می رنجی
گوهر بعدی:شماره ۵۶۰ - چرا به کلبه ام مهربان نمی آیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.