هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و رنجی که معلم با سیلی زدن به صورت ماه‌گونه‌اش به او وارد کرده، شکایت می‌کند. او احساس می‌کند که معلم بی‌رحم بوده و با وجود زیبایی و معصومیتش، به او ستم کرده است. شاعر همچنین از عشق و فداکاری خود برای معلم می‌گوید و در نهایت خشم و انتقامجویی خود را نسبت به معلم بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل موضوعاتی مانند عشق، رنج، انتقام و خشونت است که برای مخاطبان جوان و بزرگسال مناسب‌تر است. همچنین استفاده از زبان و مفاهیم پیچیده‌تر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۳۵ - هستم از جان بنده رخساره آن پادشاه

هستم از جان بنده رخساره آن پادشاه
رفت از مکتب مه من گشت احوالم تباه

زد معلم سیلی بر عارض مانند ماه
عارضش از سیلیت نیلوفری شد آه آه
ای معلم شرم از آن رو نامدت رویت سیاه

گشته ام با خاک ره یکسان برای یک نظر
گر بود صد جان مرا سازم فدای آن پسر

نامدت رحم ای معلم با رخ همچون قمر
ای معلم ای خدا ناترس ای بیدادگر
من گرفتم دارد او هم وزن حسن خود گناه

شد دگرگون جان من رخسار همچون ارغوان
آتشی در سینه ام افتاد دل شد در فغان

وحشتی کرده معلم با تو ای شاه جهان
ماه من معذور فرما من نبودم آن زمان
ورنه می کردم به او من زندگانی را تباه

کرد از ابرو اشارت های ناز از بهر عذر
سرمه پیش افگند تا گردد نیاز از بهر عذر

صد نگه دزدیده هر یک دلنواز از بهر عذر
کرد سویت صد نگاه جانگداز از بهر عذر
خونبهای صد چو تو نااهل باشد یک نگاه

سیدا باید زدن آتش درون خرمنش
آن معلم را که وحشت کرده با یار منش

جان من از بهر تو گشتم من اکنون دشمنش
این زمانی غم مخور دارم برای کشتنش
همچو وحشی برق آه جانگداز و عمر کاه
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴ - تندخویی آمد و چون لاله داغم کرد و رفت
گوهر بعدی:شماره ۳۶ - از شوق تو افتادم در بادیه پیمایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.