هوش مصنوعی:
این متن یک شکایت عاشقانه است که در آن شاعر از رفتار سخت و بیرحم معشوق خود گله میکند و از او میخواهد که از جفا و نازهای بیجا دست بردارد. شاعر همچنین از رسواییهای ناشی از این عشق شکایت میکند و از معشوق میخواهد که رفتار خود را تغییر دهد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رسوایی و جفا ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل داشته باشند.
غزل ۳۴۰ - ما را میازار اینهمه چندین جفا بر ما مکن
ما را میازار اینهمه چندین جفا بر ما مکن
آغاز عشق است ای پسر اینها مکن اینها مکن ۱
ول یاری بدان رسمیست خوبان را کهن
ای از همه بی رحم تر رسم نوی پیدا مکن ۲
گاهی نگاهی میکنی آن هم به چندین خشم و ناز
گو کارها یکباره شو این چشم هم بالا مکن ۳
مشهور شهری گشتهای وحشی چه رسواییست این
چندین به کوی او مرو خود را دگر رسوا مکن ۴
آغاز عشق است ای پسر اینها مکن اینها مکن ۱
ول یاری بدان رسمیست خوبان را کهن
ای از همه بی رحم تر رسم نوی پیدا مکن ۲
گاهی نگاهی میکنی آن هم به چندین خشم و ناز
گو کارها یکباره شو این چشم هم بالا مکن ۳
مشهور شهری گشتهای وحشی چه رسواییست این
چندین به کوی او مرو خود را دگر رسوا مکن ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۵۰۳
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۹ - فراغت بایدت جا در سر کوی قناعت کن
گوهر بعدی:غزل ۳۴۱ - زینسان که تند میگذرد خوشخرام من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.