هوش مصنوعی:
این شعر دعوت به صلح، همدلی، و دوری از جنگ و خشونت میکند. شاعر از انسانها میخواهد به جای کشف سلاحهای مخرب مانند اتم، به کشف حقیقت و رضای خداوند بپردازند. او بر کمک به نیازمندان، رفع دردهای بشری، و گسترش علم و هدایت تأکید دارد. همچنین، شعر به ترک تعصبات قومی و رسیدن به انسانیت والا فرامیخواند.
رده سنی:
14+
مفاهیم عمیق اجتماعی، اخلاقی، و معنوی موجود در شعر برای درک و تحلیل، نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و فلسفی ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۸۳ - جهانیان دگر از جنک احتراز کنید
جهانیان دگر از جنک احتراز کنید
بروی هم در صلح و صلاح باز کنید ۱
کنید کشف حقیقت بس است کشف اتم
که گفته عمر همه صرف در مجاز کنید ۲
چه خواسته است ز ایجاد ما خدای جهان
خدای را هم از این نکته کشف راز کنید ۳
به قابلیت و فطرت بشر عزیز خداست
چرا عزیز خدا را فدای آز کنید ۴
کنید دست تطاول ز یکدیگر کوتاه
به دستگیری هم دست ها دراز کنید ۵
به وسع خویش ز رفع نیازمندی خلق
طلب رضای خداوند بی نیاز کنید ۶
بس است مایهٔ بیچارگی شدن خود را
برای مردم بیچاره چاره ساز کنید ۷
تهیه جای مسلسل کنید داروی سل
خلاص خلقی از این درد جان گداز کنید ۸
به نور علم چراغ هدایت افروزید
چو آفتاب فلک خویش سرفراز کنید ۹
بلند چند ز میدان جنگ غرش توپ
ببزم صلح و صفا ساز عیش ساز کنید ۱۰
نئید کم زنی آخر بمجمع یاران
دلی ز خویش خوش از لحن دلنواز کنید ۱۱
جهانکه هست چو دوزخ شود چو خلد برین
ز ترک و تازی اگر ترک ترک تاز کنید ۱۲
رها شوید گر از بند خوی حیوانی
ز آدمیت خود بر فرشته ناز کنید ۱۳
ز نوع پروری و دل بدست آوردن
سزد برای خود اظهار امتیاز کنید ۱۴
بنوع خویش ببینید گر ز چشم صغیر
بجای قبله به ابروی هم نماز کنید ۱۵
ازین چکامه سزد پرچمی بیارائید
فراز چرخ برینش در اهتزاز کنید ۱۶
بروی هم در صلح و صلاح باز کنید ۱
کنید کشف حقیقت بس است کشف اتم
که گفته عمر همه صرف در مجاز کنید ۲
چه خواسته است ز ایجاد ما خدای جهان
خدای را هم از این نکته کشف راز کنید ۳
به قابلیت و فطرت بشر عزیز خداست
چرا عزیز خدا را فدای آز کنید ۴
کنید دست تطاول ز یکدیگر کوتاه
به دستگیری هم دست ها دراز کنید ۵
به وسع خویش ز رفع نیازمندی خلق
طلب رضای خداوند بی نیاز کنید ۶
بس است مایهٔ بیچارگی شدن خود را
برای مردم بیچاره چاره ساز کنید ۷
تهیه جای مسلسل کنید داروی سل
خلاص خلقی از این درد جان گداز کنید ۸
به نور علم چراغ هدایت افروزید
چو آفتاب فلک خویش سرفراز کنید ۹
بلند چند ز میدان جنگ غرش توپ
ببزم صلح و صفا ساز عیش ساز کنید ۱۰
نئید کم زنی آخر بمجمع یاران
دلی ز خویش خوش از لحن دلنواز کنید ۱۱
جهانکه هست چو دوزخ شود چو خلد برین
ز ترک و تازی اگر ترک ترک تاز کنید ۱۲
رها شوید گر از بند خوی حیوانی
ز آدمیت خود بر فرشته ناز کنید ۱۳
ز نوع پروری و دل بدست آوردن
سزد برای خود اظهار امتیاز کنید ۱۴
بنوع خویش ببینید گر ز چشم صغیر
بجای قبله به ابروی هم نماز کنید ۱۵
ازین چکامه سزد پرچمی بیارائید
فراز چرخ برینش در اهتزاز کنید ۱۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۶
۲۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۲ - زان پیشتر که خاک وجودت سبو کنند
گوهر بعدی:شماره ۱۸۴ - نالیدن مهجوران سوز دگری دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.