هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و بیخبری از یار مینالد و غم جانان را به راه مرگ تشبیه میکند. او اشاره میکند که این رنج تنها مختص به او نیست و دیگران نیز از آن بیخبر نیستند. در پایان، با یادآوری لحظات خوش با معشوق، به دل خود دلداری میدهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که با درد و اندوه همراه شده و درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، تشبیه راه غم به مرگ ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۹۰ - از وعده وصل تو وفا را خبری نیست
از وعده وصل تو وفا را خبری نیست
مردیم ز هجران و قضا را خبری نیست ۱
راه غم جانان به ره مرگ شبیه است
طی می شود این جاده و ما را خبری نیست ۲
از بیخبران بود، به هر کس که رسیدیم
تنها نه همین ما و شما را خبری نیست ۳
خوش باش دلا، کامشب ازان دست نگارین
صد بوسه گرفتیم و حنا را خبری نیست ۴
مردیم ز هجران و قضا را خبری نیست ۱
راه غم جانان به ره مرگ شبیه است
طی می شود این جاده و ما را خبری نیست ۲
از بیخبران بود، به هر کس که رسیدیم
تنها نه همین ما و شما را خبری نیست ۳
خوش باش دلا، کامشب ازان دست نگارین
صد بوسه گرفتیم و حنا را خبری نیست ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۱۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۹ - طغرا در آخر غزل آورد مطلعی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱ - بر گوش زد نسیمم، صوتی که نیشکر داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.