هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و غربت میگوید و احساس تنهایی و رنج خود را با تصاویری مانند شمعی که از فراق نمیماند و ماتمافروزی برای سیمتن بیان میکند. همچنین، از سرنوشتی سخن میگوید که او را به غربت کشانده و مجبور به تحمل آزارهای وطن شده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی مانند غربت، فراق، و انتقاد از شرایط وطن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۶۰ - امشب از فرقت او زنده نمی ماند شمع
امشب از فرقت او زنده نمی ماند شمع
ماتم افروزی این سیم بدن باید کرد ۱
سرنوشتم به دبستان غریبی افکند
مشق آزارکشیهای وطن باید کرد ۲
ماتم افروزی این سیم بدن باید کرد ۱
سرنوشتم به دبستان غریبی افکند
مشق آزارکشیهای وطن باید کرد ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
۱۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - دل برون آرم ازان سینه که غم نشناسد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - فکر آن زلف مکن تا خم و تابت نبرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.