هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از خداوند درخواستهای مختلفی دارد، از جمله میل به آزمودن حسن معشوق، روشنایی از وجود او، عطای عافیت، و رهایی از دام هوس. همچنین، شاعر به خودآگاهی و شناخت از خویش اشاره میکند و از خدا میخواهد که حتی در لباس قاتل نیز خود را نشان دهد.
رده سنی:
18+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه پیچیده است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مفاهیم مانند قتل و هوس ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۵۹۲ - خدایا آن صنم را مایل حسن آزمایی کن
خدایا آن صنم را مایل حسن آزمایی کن
چراغم را زرویش دودمان روشنایی کن ۱
ز خاک قتلگاه عافیت بر من فشان گردی
لباس عیدی ام را سرخ چون دست حنایی کن ۲
نگشتم از ازل در هیچ کاری قابل تحسین
اگر گویم مسلمانم، تو کافرماجرایی کن ۳
هوس بر من شد از زلف بتان هر سو کمند افکن
تو این صید گرانجان را سبکپای رهایی کن ۴
نیم از خویش غافل، می شناسم خونی خود را
به قتلم در لباس هر که خواهی خودنمایی کن ۵
چراغم را زرویش دودمان روشنایی کن ۱
ز خاک قتلگاه عافیت بر من فشان گردی
لباس عیدی ام را سرخ چون دست حنایی کن ۲
نگشتم از ازل در هیچ کاری قابل تحسین
اگر گویم مسلمانم، تو کافرماجرایی کن ۳
هوس بر من شد از زلف بتان هر سو کمند افکن
تو این صید گرانجان را سبکپای رهایی کن ۴
نیم از خویش غافل، می شناسم خونی خود را
به قتلم در لباس هر که خواهی خودنمایی کن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۱ - بر سر خوان امید، قحط دم آب شد
گوهر بعدی:شماره ۵۹۳ - باشد اگر امید اثر با گریستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.