هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند جدایی، غم، تنهایی، و دشواریهای زندگی میپردازد. شاعر از درد هجران، ناتوانی در زندگی بدون عشق، و رنج همزیستی با نادانان سخن میگوید. همچنین، بر اهمیت لذتهای زودگذر زندگی و نیاز به هوشمندی در انتخاب همراهان تأکید دارد.
رده سنی:
18+
مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی موجود در شعر، مانند مرگ، تنهایی، و دشواریهای زندگی، برای درک و ارتباط بهتر نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی مضامین ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۶۰۸ - جان من رفتی، چه سان خواهم ز هجران زیستن
جان من رفتی، چه سان خواهم ز هجران زیستن
چون مسافر گشت جان، یک لحظه نتوان زیستن ۱
در(سه) فصل عمر باید سر به جیب غم کشید
تا توانی همچو گل یک فصل خندان زیستن ۲
همزبان ناموافق، کم ز عزرائیل نیست
مرگ دانایان بود با جمع نادان زیستن ۳
جام را از کف مده، گر زندگی داری هوس
بی قدح، یک دم درین غمخانه نتوان زیستن ۴
تا نماید چون وطن، اقلیم عقبی دلنشین
در جهان پیوسته باید چون غریبان زیستن ۵
با خرد گفتم که مشکلتر ز مردن چیست، گفت
صحبت جمعی که نتوان همچو ایشان زیستن ۶
چون مسافر گشت جان، یک لحظه نتوان زیستن ۱
در(سه) فصل عمر باید سر به جیب غم کشید
تا توانی همچو گل یک فصل خندان زیستن ۲
همزبان ناموافق، کم ز عزرائیل نیست
مرگ دانایان بود با جمع نادان زیستن ۳
جام را از کف مده، گر زندگی داری هوس
بی قدح، یک دم درین غمخانه نتوان زیستن ۴
تا نماید چون وطن، اقلیم عقبی دلنشین
در جهان پیوسته باید چون غریبان زیستن ۵
با خرد گفتم که مشکلتر ز مردن چیست، گفت
صحبت جمعی که نتوان همچو ایشان زیستن ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۷ - بود چون زلف شب، گیسوی شوخ می پرست من
گوهر بعدی:شماره ۶۰۹ - ناکامی ما بین، که به عشرتگه گیتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.