هوش مصنوعی: شاعر از گل نورسی سخن می‌گوید که با وجود تازگی و غرور، به بهار ما نمی‌آید. همچنین از حسرت اسیران خاک سخن می‌رود که موج خیز حسرت شده‌اند، اما کشتی به مزار ما نمی‌آید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی سطح بالا، آن را برای سنین بالاتر مناسب می‌سازد.

شماره ۷۴۰ - گل نورسی، ولیکن ز غرور تازگیها

گل نورسی، ولیکن ز غرور تازگیها
چمن از پی ات گر آید، به بهار ما نیایی ۱

سر خاک ما اسیران، شده موج خیز حسرت
ننهاده پا به کشتی، به مزار ما نیایی ۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۳۹ - خورشید مشت خاری ست، جایی که گل تو باشی
گوهر بعدی:شماره ۷۴۱ - یک سخن نشنیدم ای گل از دهان نازکت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.