هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و غم عمیق سخن میگوید که در جهان و حتی درون انسان جای نمیگیرد. شاعر از درد عشق، شوق و نومیدی میگوید و بیان میکند که این احساسات آنقدر شدید هستند که در قالبهای معمولی نمیگنجند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد.
شماره ۶۶ - غم عشقت به عالم در نگنجد
غم عشقت به عالم در نگنجد
بلی این روح در پیکر نگنجد ۱
دلم از مهر غم پرگشت چندان
که ترسم غم در آن دیگر نگنجد ۲
شهید خنجر شوق تو چندان
به خود بالد که در محشر نگنجد ۳
شراب شوق ما را نشئهای هست
که در پیمانه و ساغر نگنجد ۴
مریضان بلا بالین غم را
هوای عافیت در سر نگنجد ۵
فصیحی شاهد نومیدی ما
حریف صبر را در بر نگنجد ۶
بلی این روح در پیکر نگنجد ۱
دلم از مهر غم پرگشت چندان
که ترسم غم در آن دیگر نگنجد ۲
شهید خنجر شوق تو چندان
به خود بالد که در محشر نگنجد ۳
شراب شوق ما را نشئهای هست
که در پیمانه و ساغر نگنجد ۴
مریضان بلا بالین غم را
هوای عافیت در سر نگنجد ۵
فصیحی شاهد نومیدی ما
حریف صبر را در بر نگنجد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵ - هر قطره خون گرم که از دل در اوفتد
گوهر بعدی:شماره ۶۷ - چنان که باغ در آغوش گل نمیگنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.