هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و انتقادی از شاعرانی مانند حافظ یا عطار است که به موضوعاتی مانند زهد، تقوا، عشق الهی، و انتقاد از ریاکاری می‌پردازد. شاعر با بیانی نمادین از افکندن حجاب زهد، سجاده تقوا بر آب، و افکندن رخت خون‌آلود در آفتاب سخن می‌گوید، که نشان‌دهنده بی‌اعتنایی به ظواهر و تأکید بر حقیقت درونی است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات نمادین دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'خون ناب' و 'رخت خون‌آلود' ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.

شماره ۳۱ - ای که گویی ما به زهد از خود حجاب افکنده‌ایم

ای که گویی ما به زهد از خود حجاب افکنده‌ایم
رو که ما سجاده تقوی بر آب افکنده‌ایم ۱

مردمان دیده را ما در شب آسودگی
بسترِ خارِ مغیلان وقت خواب افکنده‌ایم ۲

بهر خونِ ما خدا را دل مرنجان غمزه را
ما کتان زندگی در ماهتاب افکنده‌ایم ۳

ساغر تو باد پر می ما به جام آفتاب
جای می از شیشه دل خون ناب افکنده‌ایم ۴

ز آتش دوزخ نگردد خشک و ما از سادگی
رخت خون‌آلود خود در آفتاب افکنده‌ایم ۵

این خسیسان محرم عشاق صافی‌دل نیند
درپذیر اشراق اگر بر رخ نقاب افکنده‌ایم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰ - حسنت کشید گرد مه از مشک ناب خط
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - چنان ز آتش دل سینه مشتعل کردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.