هوش مصنوعی:
این متن عرفانی به موضوع فقر ذاتی انسان در برابر غنای ذاتی خداوند میپردازد. شاعر بیان میکند که انسان ذاتاً نیازمند است و تمام استعدادها و موهبتهایش از جانب خداست. در مقابل، خداوند بینیاز مطلق است و همه چیز به او بازمیگردد. غنای خداوند ذاتی است و از ذات حق نشأت میگیرد.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مباحث دینی و عرفانی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۲۹۴ - عبدالغنی
ز حق عبدالغنی دارد غنائی
که ز استغنا نبیند ما سوائی ۱
نمود از ما سوا حق بینیازش
باستغناست از خلق امتیازش ۲
بمحتاجان عطا بیمسئلت کرد
باستعداد لیک آن موهبت کرد ۳
دهد بی مسئلت الا که قائل
باستعداد باشد نطق سائل ۴
دهد یعنی عطاگر بیسوالی
طلب ز او کردهاند از نطق حالی ۵
چه باشد فقر ذاتی بهر ممکن
بمعنی افتقار اوست بین ۶
سوی آن کو بهمتهاست جامع
باو فقر و غناها جمله راجع ۷
غنا چون بحرش اندر آستین است
بذات خود غنی از عالمین است ۸
چو ذاتش فانی اندر ذات حق است
غنایش ثابت از اثبات حق است ۹
که ز استغنا نبیند ما سوائی ۱
نمود از ما سوا حق بینیازش
باستغناست از خلق امتیازش ۲
بمحتاجان عطا بیمسئلت کرد
باستعداد لیک آن موهبت کرد ۳
دهد بی مسئلت الا که قائل
باستعداد باشد نطق سائل ۴
دهد یعنی عطاگر بیسوالی
طلب ز او کردهاند از نطق حالی ۵
چه باشد فقر ذاتی بهر ممکن
بمعنی افتقار اوست بین ۶
سوی آن کو بهمتهاست جامع
باو فقر و غناها جمله راجع ۷
غنا چون بحرش اندر آستین است
بذات خود غنی از عالمین است ۸
چو ذاتش فانی اندر ذات حق است
غنایش ثابت از اثبات حق است ۹
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۹
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲۹۳ - عبدالجامع
گوهر بعدی:بخش ۲۹۵ - عبدالمغنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.