هوش مصنوعی: این شعر از میراث غم و رنج انسان از زمان آدم و حوا سخن می‌گوید و جهان را ناپایدار و فانی توصیف می‌کند. شاعر به قناعت، دوری از دلبستگی‌های دنیوی و پناه بردن به معنویات تأکید دارد و دنیا را محل فریب و ناامنی می‌داند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن برای درک و تحلیل، نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و تلخ‌بینانه نسبت به جهان ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۹ - مرا ز آدم خاکی چو غم بود میراث

مرا ز آدم خاکی چو غم بود میراث
کجاست دامن ساقی کزو رسم به غیاث ۱

جهان بود حدثی بازمانده از فرعون
بشو به آب قناعت تو دست ازین احداث ۲

چو گنده پیر قبیح است دهر مردم خوار
برو چو اهل یقینش طلاق کن به ثلاث ۳

فلک چو حادثه زای است زو مشو ایمن
پناه بر به در می فروش از آن احداث ۴

جهان چو بر سر راه قیامت است بلی
منه اساس اقامت که نیست جای اثاث ۵

خبیثه ای است جهان و تو باز عالم قدس
چو کرکسان مکن امروز خوی بر اخباث ۶

بنه تو دل به غم و غصه جهان صوفی
چو این رسید ز حوا و آدمت میراث ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸ - وه که جانم گشت چون از درد بی آرام دوست
گوهر بعدی:شماره ۱۰ - بارها گفته امت واحد و اثنی و ثلاث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.