هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از درد فراق و عشق نافرجام سخن میگوید. شاعر از جدایی معشوق، اندوه فراوان، و زخمهای عشق مینالد. او از اشکهای بیثمر، سیاهی دل، و درماندگی در برابر غم میگوید و تنها تسلی خود را در باده مییابد. همچنین، به ناتوانی در حفظ دل در برابر جور معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و غمگین است که درک آن به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، اشاره به مصرف باده ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب باشد.
شماره ۲۳ - دل برد از من آن پسر پیرهن کبود
دل برد از من آن پسر پیرهن کبود
گر جان نرفت در پی او، آن دگر که بود ۱
رفت آن نگار و گریه فزون است هر زمان
چون رفت عمر، اشک ندامت بگو چه سود ۲
هر جا سرود عشق تو گویند عاشقان
از چشمه سار دیده من می رود درود ۳
در سینه جای کرد چو جان در بدن مقیم
هر ناوکی که بر دل مجروح من گشود ۴
عاشق به جور بر نتوانست داشت دل
هر چند خویش را به جفای تو آزمود ۵
آیینه دلم شده از زنگ غم سیاه
جز باده کی توان ز دل آن زنگ را زدود ۶
آن دم به عشق دست در آغوش داشتم
کادم هنوز در عدم آباد خفته بود ۷
در چنگ غم فتاده، چه سازد، عجیب نیست
صوفی مستمند بنالد اگر چو عود ۸
گر جان نرفت در پی او، آن دگر که بود ۱
رفت آن نگار و گریه فزون است هر زمان
چون رفت عمر، اشک ندامت بگو چه سود ۲
هر جا سرود عشق تو گویند عاشقان
از چشمه سار دیده من می رود درود ۳
در سینه جای کرد چو جان در بدن مقیم
هر ناوکی که بر دل مجروح من گشود ۴
عاشق به جور بر نتوانست داشت دل
هر چند خویش را به جفای تو آزمود ۵
آیینه دلم شده از زنگ غم سیاه
جز باده کی توان ز دل آن زنگ را زدود ۶
آن دم به عشق دست در آغوش داشتم
کادم هنوز در عدم آباد خفته بود ۷
در چنگ غم فتاده، چه سازد، عجیب نیست
صوفی مستمند بنالد اگر چو عود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲ - آن کس که روز را به فراق تو شب کند
گوهر بعدی:شماره ۲۴ - ماه من رنجیده شد یا رب گناه من چه بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.