هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل عاشقانه، از عشق و دیوانگی خود به معشوق سخن میگوید. او با بیان تصاویری مانند سلسلهی مو، روی زیبا، ابروی کمانی و بوی معشوق، احساسات خود را توصیف میکند. شاعر از معشوق میخواهد که به او توجه کند و از او رحمت بخواهد، چرا که حتی در مرگ نیز دلش به سوی معشوق میل دارد. در پایان، شاعر از گفتوگوی خود با معشوق یاد میکند و خود را دعاگوی او میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ادبی ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.
شماره ۴۰ - من که دیوانه آن سلسله موی توام
من که دیوانه آن سلسله موی توام
جان به لب آمده در آرزوی روی توام ۱
نظری بر من دیوانه کن ای حور لقا
کین زمان همچو پری زنده من از بوی توام ۲
ناوک غمزه رسد تا بدل از ترک دو چشم
در تمنای کمانخانه ابروی توام ۳
مرده در خاک چو بیچاره نهم سر بر خشت
همچنان میل دل خسته بود سوی توام ۴
از در خویش مران رحم کن از بهر خدا
که من آنجا به طفیل سگ آن کوی تو ام ۵
سرو و شمشاد مرا در نظر آیند دو تا
آه تا شیفته قامت دلجوی توام ۶
گفت آن سرو گل اندام که چونی صوفی
ای مراد من بیچاره دعاگوی توام ۷
جان به لب آمده در آرزوی روی توام ۱
نظری بر من دیوانه کن ای حور لقا
کین زمان همچو پری زنده من از بوی توام ۲
ناوک غمزه رسد تا بدل از ترک دو چشم
در تمنای کمانخانه ابروی توام ۳
مرده در خاک چو بیچاره نهم سر بر خشت
همچنان میل دل خسته بود سوی توام ۴
از در خویش مران رحم کن از بهر خدا
که من آنجا به طفیل سگ آن کوی تو ام ۵
سرو و شمشاد مرا در نظر آیند دو تا
آه تا شیفته قامت دلجوی توام ۶
گفت آن سرو گل اندام که چونی صوفی
ای مراد من بیچاره دعاگوی توام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - آن پری دور از من و من در غمش دیوانه ام
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - چشمه آب حیات است دهان یارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.