هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق، رنجهای ناشی از آن و ناامیدیهایش سخن میگوید. او احساس میکند که در برابر عشق و جفای روزگار ناتوان است و تنها تسلی او دفتر شعرش است که دردهایش را در آن مینویسد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان غم و ناامیدی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۹ - خاک...
خاک...
...نیست در سر من ۱
مرا...
...یارست در برابر من ۲
ز عشق...
... چه ضرورست ای برادر من ۳
نهان چگونه کنم...
چون لب خشک است و دیده تر من ۴
نثار خاک قدمهای این...
به هیچ جا نرسد تحفه محقر من ۵
جفای چرخ و فراق ترا و جور رقیب
درین زمان چه کند این دل صنوبر من ۶
چو غیر عشق ندارد درین جهان صوفی
اگر تو صاحب دردی ببین به دفتر من ۷
...نیست در سر من ۱
مرا...
...یارست در برابر من ۲
ز عشق...
... چه ضرورست ای برادر من ۳
نهان چگونه کنم...
چون لب خشک است و دیده تر من ۴
نثار خاک قدمهای این...
به هیچ جا نرسد تحفه محقر من ۵
جفای چرخ و فراق ترا و جور رقیب
درین زمان چه کند این دل صنوبر من ۶
چو غیر عشق ندارد درین جهان صوفی
اگر تو صاحب دردی ببین به دفتر من ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - خطی که گشته به گرد جمال یار عیان
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - پرده بردار ز رخ ای بت خورشید جبین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.