هوش مصنوعی:
متن بالا بیانگر درد و رنج شاعر از آشکار شدن رازهای پنهان و احساس بینوایی و تنهایی است. شاعر از روزهای سخت و ناامیدی سخن میگوید و به شرایط ناخوشایند خود اشاره میکند. همچنین، او از اشتیاق به حلوا و یادآوری روزهای گذشته سخن میگوید و در نهایت، به امید یادآوری شدن توسط دیگران در آینده اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و توضیح دارند که برای سنین پایینتر مناسب نیست.
بخش ۱۰۸ - دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را
دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا ۱
در جواب او ۲
امروز بی نوائیم ای مطبخی خدا را
بر بار نه تو اکنون این دیگ ماس وا را ۳
رازی که هست پنهان اندر درون گیپا
دردا که از شمیمش خواهد شد آشکارا ۴
هر کار روز میعاد آید نصیب هر کس
گویا که لوت خوردن گشته حواله ما را ۵
در اشتیاق حلوا دیوانه گشته ام من
اکنون به دست من نه زنجیر زلبیا را ۶
از سرنوشت کوله، دوشاب رفت در دیگ
«گر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را» ۷
ای مطبخی بقائی در دعوتت نبینم
«نیکی به جای یاران فرصت شمار ما را» ۸
آن دم که لوت خواران در مجمعی نشینند
باشد که یاد آرند صوفی بینوا را ۹
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا ۱
در جواب او ۲
امروز بی نوائیم ای مطبخی خدا را
بر بار نه تو اکنون این دیگ ماس وا را ۳
رازی که هست پنهان اندر درون گیپا
دردا که از شمیمش خواهد شد آشکارا ۴
هر کار روز میعاد آید نصیب هر کس
گویا که لوت خوردن گشته حواله ما را ۵
در اشتیاق حلوا دیوانه گشته ام من
اکنون به دست من نه زنجیر زلبیا را ۶
از سرنوشت کوله، دوشاب رفت در دیگ
«گر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را» ۷
ای مطبخی بقائی در دعوتت نبینم
«نیکی به جای یاران فرصت شمار ما را» ۸
آن دم که لوت خواران در مجمعی نشینند
باشد که یاد آرند صوفی بینوا را ۹
تعداد ابیات: ۸
۲۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۰۷ - کسی که دیده بود آن نگار را رقاص
گوهر بعدی:بخش ۱۰۹ - باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.