هوش مصنوعی:
در این متن، جوش بوره در گفتگویی شبانه با بغرا، از رنجها و جفاهای زندگی میگوید و احساس ناامیدی و دلتنگی خود را بیان میکند. او از نابرابری و کمتوجهی به خود شکایت دارد و از این که گویا سرنوشت با او مهربان نبوده است، اظهار ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، بیان احساسات غمگین و ناامیدی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
بخش ۱۳۵ - جوش بوره شبی به بغرا گفت
جوش بوره شبی به بغرا گفت
نکته ای چند، بود چون محرم ۱
خویش را بر کشد به رعنابی
جان ماهیچه هست از آن درهم ۲
سر من نیست قلیه را، گویا
کرده با من از آن عنایت کم ۳
از جفای فلک چه چاره کنم
دل پر دارم و لب برهم ۴
نکته ای چند، بود چون محرم ۱
خویش را بر کشد به رعنابی
جان ماهیچه هست از آن درهم ۲
سر من نیست قلیه را، گویا
کرده با من از آن عنایت کم ۳
از جفای فلک چه چاره کنم
دل پر دارم و لب برهم ۴
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۴
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۳۴ - هریسه به روغن بگفتا صباح
گوهر بعدی:بخش ۱۳۶ - دیدم اندر دکان کله پزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.