هوش مصنوعی:
متن بالا یک گفتگوی شاعرانه بین هریسه و روغن است که در آن هریسه از روغن میپرسد چرا بیقرار است و به او توصیه میکند که مانند او صبور و حلیم باشد. روغن نیز در پاسخ میگوید که از ناپاکی چشمها نگران است و از هریسه میخواهد که به او صبر و آرامش بیاموزد.
رده سنی:
12+
متن دارای مفاهیم اخلاقی و تعلیمی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مفید است. همچنین، زبان شعر ممکن است برای کودکان کمسنوسال پیچیده باشد.
بخش ۱۳۴ - هریسه به روغن بگفتا صباح
هریسه به روغن بگفتا صباح
که تا چند نالی تو ای بیقرار ۱
به شب شد غشادار بسوز تو بار
«ز ناپاک چشم نکویی مدار» ۲
حلیمی بیاموز این دم ز من
که بسیار خوردم لت روزگار ۳
که تا چند نالی تو ای بیقرار ۱
به شب شد غشادار بسوز تو بار
«ز ناپاک چشم نکویی مدار» ۲
حلیمی بیاموز این دم ز من
که بسیار خوردم لت روزگار ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۳
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۳۳ - شبی از خمیر جوین خواستم
گوهر بعدی:بخش ۱۳۵ - جوش بوره شبی به بغرا گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.