هوش مصنوعی:
خادمه در حضور یار خود زبان میگشاید و از درد دل و مشکلات پیش آمده میگوید. او از یار خود میپرسد که چه کند و تقصیرش چیست، اما یار به او میگوید که سکوت کند و آنچه دیده و شنیده را پنهان نگه دارد. خادمه همچنین از ترس رقیب و مرگ نوجوانی ابراز نگرانی میکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین عاطفی و پیچیدگیهای روابط انسانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند رنج عشق و ترس از رقیب نیاز به بلوغ فکری دارد.
بخش ۲۳ - رفتن خادمه از بر عاشق
خادمه بگشاد زبان پیش یار
کرد عیان قصه آن دلفگار ۱
زاری او را به مناجات گفت
آنچه طلب کرد به حاجات گفت ۲
سوخت دلم گفت ز درد دلش
قصه پیش آمده بس مشکلش ۳
سر مکش از بهر خدا زان فقیر
این سخن از خادم خود در پذیر ۴
گفت ایا خادمه مهربان
راست بگو من چه کنم این زمان ۵
گرچه برو زار بباید گریست
از من ایا خادمه تقصیر چیست ۶
از تو شنودم بنمودی جمال
نیست ورا ذره تاب وصال ۷
من چه کنم خادمه، دیگر خموش
هر چه شنودی و بدیدی بپوش ۸
هست مرا ترس رقیب این زمان
گر بمرد گو بمر آن نوجوان ۹
کرد عیان قصه آن دلفگار ۱
زاری او را به مناجات گفت
آنچه طلب کرد به حاجات گفت ۲
سوخت دلم گفت ز درد دلش
قصه پیش آمده بس مشکلش ۳
سر مکش از بهر خدا زان فقیر
این سخن از خادم خود در پذیر ۴
گفت ایا خادمه مهربان
راست بگو من چه کنم این زمان ۵
گرچه برو زار بباید گریست
از من ایا خادمه تقصیر چیست ۶
از تو شنودم بنمودی جمال
نیست ورا ذره تاب وصال ۷
من چه کنم خادمه، دیگر خموش
هر چه شنودی و بدیدی بپوش ۸
هست مرا ترس رقیب این زمان
گر بمرد گو بمر آن نوجوان ۹
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۹
۱۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲۲ - نامه هفتم
گوهر بعدی:بخش ۲۴ - آمدن خادمه از بر معشوق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.