هوش مصنوعی:
خادمه از عشق و درد جوانی میگوید که عاشق شده و تحمل دوری از معشوق را ندارد. خادمه به او توصیه میکند که صبر پیشه کند و با درد عشق همنشین شود.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عشق و رنجهای عاطفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
بخش ۲۴ - آمدن خادمه از بر معشوق
خادمه باز آمد و بر گفت حال
آنچه شنود از مه فرخ جمال ۱
گفت جوان کار تو بس مشکل است
آه ازین غم که ترا بر دل است ۲
نیست ترا قوت دیدار او
از چه شدی پس تو خریدار او ۳
بی رخ او صبر نداری دگر
چون که ببینی بشوی بی خبر ۴
پس چه کند یار، گنه آن تست
رحم مرا بر دل بریان تست ۵
صوفی درویش صبوری گزین
باش به درد و غم او همنشین ۶
آنچه شنود از مه فرخ جمال ۱
گفت جوان کار تو بس مشکل است
آه ازین غم که ترا بر دل است ۲
نیست ترا قوت دیدار او
از چه شدی پس تو خریدار او ۳
بی رخ او صبر نداری دگر
چون که ببینی بشوی بی خبر ۴
پس چه کند یار، گنه آن تست
رحم مرا بر دل بریان تست ۵
صوفی درویش صبوری گزین
باش به درد و غم او همنشین ۶
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۶
۲۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۲۳ - رفتن خادمه از بر عاشق
گوهر بعدی:بخش ۲۵ - نامه هشتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.