هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، درد هجران و فراق از معشوق را بیان میکند. شاعر از جدایی و رنج ناشی از آن سخن میگوید و از بیوفایی معشوق و رنجهای عشق شکایت دارد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند میکده و زاهد دارد که نشاندهندهی جنبههای معنوی شعر است.
رده سنی:
16+
متن شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به رنج و فراق وجود دارد که برای سنین پایین مناسب نیست.
شمارهٔ ۵۳ - راحت جان
تا قد سرو تو در باغ دلم، موزون شد
چشم خونبار من از اشک روان، جیحون شد ۱
تا به گرد مه روی تو خط سبز دمید
روز من تار شد و، حسن رخت افزون شد ۲
بی سبب دور شدی از برم ای راحت جان!
وز غم هجر تو آهم به سوی گردون شد ۳
تو علارقم من ای دوست! به همراه رقیب
به چمن رفتی و از غصه مرا دل، خون شد ۴
شوخ لیلی وش من، سلسلهٔ زلف گشود
بستهٔ سلسله اش صد چو من مجنون شد ۵
زاهد از گوشهٔ مسجد، به سوی میکده رفت
آه و افسوس که در شرع، چه بی قانون شد ۶
سجده بر قالب آدم چو عزا زیل نکرد
زان سبب بود که مردود شد و، ملعون شد ۷
هر که در میکده عشق، ننوشید قدح
بی شک از دایرهٔ اهل صفا، بیرون شد ۸
بر سر کوی تو «ترکی» به چه خواری جان داد
خبر از کس نگرفتی، که فلانی چون شد ۹
چشم خونبار من از اشک روان، جیحون شد ۱
تا به گرد مه روی تو خط سبز دمید
روز من تار شد و، حسن رخت افزون شد ۲
بی سبب دور شدی از برم ای راحت جان!
وز غم هجر تو آهم به سوی گردون شد ۳
تو علارقم من ای دوست! به همراه رقیب
به چمن رفتی و از غصه مرا دل، خون شد ۴
شوخ لیلی وش من، سلسلهٔ زلف گشود
بستهٔ سلسله اش صد چو من مجنون شد ۵
زاهد از گوشهٔ مسجد، به سوی میکده رفت
آه و افسوس که در شرع، چه بی قانون شد ۶
سجده بر قالب آدم چو عزا زیل نکرد
زان سبب بود که مردود شد و، ملعون شد ۷
هر که در میکده عشق، ننوشید قدح
بی شک از دایرهٔ اهل صفا، بیرون شد ۸
بر سر کوی تو «ترکی» به چه خواری جان داد
خبر از کس نگرفتی، که فلانی چون شد ۹
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۹
۲۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۲ - یار دلنواز
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۴ - یک اشاره
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.