هوش مصنوعی:
شاعر از قاصد میخواهد که نامهای به یارش برساند و درد دل خود را در آن بیان کند. او اطمینان دارد که پاسخی دریافت نخواهد کرد، اما همچنان به نوشتن ادامه میدهد. نامه برایش حکم دیدار یار را دارد و از شدت گریه، کاغذ نامه به رنگ گلنار درآمده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'دل خونبار' و 'از چشم ترکی خون روان شد' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شمارهٔ ۶۱ - لوح دل
بیاور قاصدا! از یار، کاغذ
ببر از من، سوی دلدار، کاغذ ۱
رسان از من، به آن یار دل آزار
نهان از دیدهٔ اغیار، کاغذ ۲
زبانی کو که ای شوخ دل آرام!
نوشتم بادل خونبار، کاغذ ۳
یقین دارم که ننویسی جوابی
نویسم گر هزاران بار، کاغذ ۴
به یک کاغذ، غمم بزدایی از دل
که باشد نیمی از دیدار، کاغذ ۵
ز بس از چشم «ترکی» خون روان شد
چو لوح دل شده گلنار، کاغذ ۶
ببر از من، سوی دلدار، کاغذ ۱
رسان از من، به آن یار دل آزار
نهان از دیدهٔ اغیار، کاغذ ۲
زبانی کو که ای شوخ دل آرام!
نوشتم بادل خونبار، کاغذ ۳
یقین دارم که ننویسی جوابی
نویسم گر هزاران بار، کاغذ ۴
به یک کاغذ، غمم بزدایی از دل
که باشد نیمی از دیدار، کاغذ ۵
ز بس از چشم «ترکی» خون روان شد
چو لوح دل شده گلنار، کاغذ ۶
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۶
۲۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۰ - گوهر شهوار
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۲ - مژده وصل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.