هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق نافرجام و ناراحتی خود از بیتوجهی معشوق میگوید. او معشوق را با توصیفهای زیبا مانند 'شوخ پری چهره' و 'گیسوی مشکفشان' میستاید، اما از رفتار خصمانه و بیوفایی او شکایت دارد. شاعر همچنین از ناتوانی خود در بیان کامل زیباییهای معشوق و احساس تنهایی و غربت خود مینویسد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناکامی در عشق و احساس غربت برای سنین پایین مناسب نیست.
شمارهٔ ۸۸ - صف مژگان
چندای شوخ پری چهره!تو باحیله و رنگ
شیشهٔ عمر مرا می زنی از خشم، به سنگ ۱
من به فکر تو و تو با دگران باده گسار
من به تو بر سر صلح و، تو به من بر سر جنگ ۲
صف مژگان تو ای شوخ دل آرا!دیدم
یادم آید زصف آراستن لشکر زنگ ۳
گیسوی مشک فشان است تو را بر سر دوش
یا که بر شاخ صنوبر، شده زاغی آونگ ۴
من که از نوک قلم صورت مویی بکشم
نتوانم که زنم نقش میانت بی رنگ ۵
خواستم شعری در وصف دهانت گویم
نتوانستم و گردید مرا حوصله تنگ ۶
«ترکی» از بخت بد افتاده زشیراز به هند
ترسم آبشخورش آخر بکشد سوی فرنگ ۷
شیشهٔ عمر مرا می زنی از خشم، به سنگ ۱
من به فکر تو و تو با دگران باده گسار
من به تو بر سر صلح و، تو به من بر سر جنگ ۲
صف مژگان تو ای شوخ دل آرا!دیدم
یادم آید زصف آراستن لشکر زنگ ۳
گیسوی مشک فشان است تو را بر سر دوش
یا که بر شاخ صنوبر، شده زاغی آونگ ۴
من که از نوک قلم صورت مویی بکشم
نتوانم که زنم نقش میانت بی رنگ ۵
خواستم شعری در وصف دهانت گویم
نتوانستم و گردید مرا حوصله تنگ ۶
«ترکی» از بخت بد افتاده زشیراز به هند
ترسم آبشخورش آخر بکشد سوی فرنگ ۷
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۷
۲۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۷ - ستاره افلاک
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸۹ - بادهٔ گلرنگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.