هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار عاشقانه، وفاداری به معشوق و بی‌توجهی به دنیا و موعظه‌های نابجا را بیان می‌کند. او حاضر است جان و سر خود را فدای عشق کند و به زیبایی‌های دیگر توجهی ندارد. همچنین، از موعظه‌گران نادان دوری می‌جوید و با وجود سختی‌های عشق، نگاه به چهره‌ی معشوق را ترک نمی‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و بی‌توجهی به دنیا ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

شمارهٔ ۱۰۲ - رخ خوبان

سر چه باشد که فدا بر سر پیمان نکنم
جان چه باشد که نثار ره جانان نکنم ۱

تا رخ و زلف و خط یار مرا در نظر است
التفاتی به گل و سنبل و ریحان نکنم ۲

تا مرا موعظهٔ پیر مغان در گوش است
گوش بر موعظهٔ واعظ نادان نکنم ۳

گر چه از دیدن خوبان تن و جان، در تعب است
حیف باشد که نظر بر رخ خوبان نکنم ۴

مطرب ار این غزل از گفتهٔ «ترکی» خوان
گوش بر زمزمهٔ مرغ خوش الحان نکنم ۵
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۰۱ - نهال بخت
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۰۳ - چشمهٔ حیوان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.