هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد و رنج شاعر از دوری معشوق و ناامیدی از وصال اوست. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند و از جفاهای او شکایت دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و برخی اشارات به مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد.
شمارهٔ ۱۰۳ - چشمهٔ حیوان
در چمن بی قدت ای سرو خرامان چکنم!؟
بی تماشای خطت سبزه و ریحان چکنم؟ ۱
در قیامت من اگر با تو برندم به بهشت
چون تو همراه منی حوری و غلمان چکنم؟ ۲
چون پریشان کنی از شانه سر زلف دراز
نشوم گر من شوریده پریشان چکنم؟ ۳
لب چون آب بقایت شود ار روزی من
عمر باقی چکنم؟چشمهٔ حیوان چکنم؟ ۴
قاصدی گر زتوام خط و پیامی آرد
به نثار قدمش گر ندهم جان چکنم؟ ۵
گفته بودی که به سر وقت من آیی روزی
گر نیایی و رسد عمر به پایان چکنم؟ ۶
صبرهایی که به امید وفایت کردم
نشوم گر من از این کرده پشیمان چکنم؟ ۷
با جفای فلکی صبر توانم کردن
با جفاهای تو ای فتنهٔ دوران چکنم!؟ ۸
رنج هایی که من بی سرو سامان بردم
عاقبت چون که نشد کار به سامان چکنم؟ ۹
دل «ترکی» که به زندان غمت مانده به بند
گر نجاتش ندهی با غم زندان چکنم؟ ۱۰
بی تماشای خطت سبزه و ریحان چکنم؟ ۱
در قیامت من اگر با تو برندم به بهشت
چون تو همراه منی حوری و غلمان چکنم؟ ۲
چون پریشان کنی از شانه سر زلف دراز
نشوم گر من شوریده پریشان چکنم؟ ۳
لب چون آب بقایت شود ار روزی من
عمر باقی چکنم؟چشمهٔ حیوان چکنم؟ ۴
قاصدی گر زتوام خط و پیامی آرد
به نثار قدمش گر ندهم جان چکنم؟ ۵
گفته بودی که به سر وقت من آیی روزی
گر نیایی و رسد عمر به پایان چکنم؟ ۶
صبرهایی که به امید وفایت کردم
نشوم گر من از این کرده پشیمان چکنم؟ ۷
با جفای فلکی صبر توانم کردن
با جفاهای تو ای فتنهٔ دوران چکنم!؟ ۸
رنج هایی که من بی سرو سامان بردم
عاقبت چون که نشد کار به سامان چکنم؟ ۹
دل «ترکی» که به زندان غمت مانده به بند
گر نجاتش ندهی با غم زندان چکنم؟ ۱۰
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱۰
۱۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۰۲ - رخ خوبان
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۰۴ - مهر علی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.