هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که با تیر و شمشیر و تیغ، به دل او زخم میزند. شاعر از بیعدالتی و بیگناهی خود میگوید و از معشوق میخواهد که دست از آزار او بردارد. همچنین، اشاراتی به زیبایی و جذابیت معشوق و تأثیر آن بر دل شاعر دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند تیر و شمشیر ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شمارهٔ ۱۲۲ - مس وجود
رو بر نتابم از تو گرم تیر می زنی
خورسند ار مرا تو به شمشیر می زنی ۱
گر تیغ می زنی سپرم پیش تیغ تو
هر چند بی جنایت و تقصیر می زنی ۲
تیغ ازمیان کشیده داری سر زدن
غمگین از این رهم که چرا دیر می زنی؟ ۳
من پیش تو چو صورت تصویر مانده ام
بیهوده زخم تیغ، به تصویر می زنی ۴
با دست خود اشاره به ابروت می کنی
هشدار، دست بر دم شمشیر می زنی ۵
نخجیر را به تیر و کمان می زنند خلق
جانا! به تیر غمزه تو نخجیر می زنی ۶
دلهای بسته در گره زلف تو بسی ست
تا کی گره به زلف گره گیر می زنی ۷
«ترکی» به یار پنجه فکندن نه حد توست
زنهار از آن که پنجه تو با شیر می زنی ۸
گویا مس وجود تو خواهی طلا شود
خود را بر آن وجود چو اکسیر می زنی ۹
خورسند ار مرا تو به شمشیر می زنی ۱
گر تیغ می زنی سپرم پیش تیغ تو
هر چند بی جنایت و تقصیر می زنی ۲
تیغ ازمیان کشیده داری سر زدن
غمگین از این رهم که چرا دیر می زنی؟ ۳
من پیش تو چو صورت تصویر مانده ام
بیهوده زخم تیغ، به تصویر می زنی ۴
با دست خود اشاره به ابروت می کنی
هشدار، دست بر دم شمشیر می زنی ۵
نخجیر را به تیر و کمان می زنند خلق
جانا! به تیر غمزه تو نخجیر می زنی ۶
دلهای بسته در گره زلف تو بسی ست
تا کی گره به زلف گره گیر می زنی ۷
«ترکی» به یار پنجه فکندن نه حد توست
زنهار از آن که پنجه تو با شیر می زنی ۸
گویا مس وجود تو خواهی طلا شود
خود را بر آن وجود چو اکسیر می زنی ۹
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۹
۱۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۲۱ - در و مرجان
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۲۳ - آیینهٔ دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.