هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از زیبایی معشوق، تأثیر عشق بر خود و دیگران، و رابطهی عاشقانهاش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر به درک ادبی بالاتری نیاز دارند.
شمارهٔ ۱۷ - محراب دعا
آفتاب از شرم رویش رخ کند پنهان به ابر
ماه من از چهرهٔ خود گر براندازد نقاب ۱
چون گذارد بر زمین پا سرو سیم اندام من
هر که بیند گویدش یا لیتنی کنت تراب ۲
ابروی دلدار من مانا که محراب دعاست
هر دعا کانجا شود بی شبه گردد مستجاب ۳
دیدمش خون می چکد از چهرهٔ همچون گلش
این سخن شد راست کز گل می شود حاصل گلاب ۴
هر چه من با او کنم او نیز با من می کند
من به او عجز و نیاز و او به من خشم و عتاب ۵
دیدمش در جامهٔ نیلی به سر مشکین کلاه
گفتم این روزی ست کز مغرب برآید آفتاب ۶
سرخی سرپنجه اش «ترکی» نه از رنگ حناست
پنجه اش دارد ز خون عاشقان دایم خضاب ۷
ماه من از چهرهٔ خود گر براندازد نقاب ۱
چون گذارد بر زمین پا سرو سیم اندام من
هر که بیند گویدش یا لیتنی کنت تراب ۲
ابروی دلدار من مانا که محراب دعاست
هر دعا کانجا شود بی شبه گردد مستجاب ۳
دیدمش خون می چکد از چهرهٔ همچون گلش
این سخن شد راست کز گل می شود حاصل گلاب ۴
هر چه من با او کنم او نیز با من می کند
من به او عجز و نیاز و او به من خشم و عتاب ۵
دیدمش در جامهٔ نیلی به سر مشکین کلاه
گفتم این روزی ست کز مغرب برآید آفتاب ۶
سرخی سرپنجه اش «ترکی» نه از رنگ حناست
پنجه اش دارد ز خون عاشقان دایم خضاب ۷
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۷
۱۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۶ - بخت خفته
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۸ - غلام طالع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.