هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و هجران، جستجوی حقیقت، و ستایش معشوق سخن میگوید. شاعر از مفاهیمی مانند فداکاری در عشق، وحدت وجود، و نقش تقدیر در زندگی انسان صحبت میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند انفس و آفاق، و مقایسههای زیبایی مانند تشبیه معشوق به دریا و کوه دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارند تا به خوبی درک شوند.
شماره ۶۳ - دادن جان گرچه بر ابناء عالم شاق بود
دادن جان گرچه بر ابناء عالم شاق بود
لیک عاشق این هنر را، از ازل مشتاق بود ۱
طاق ابروی تو را نازم که افتاده است طاق
به به از طاقی که جفتش در حقیقت طاق بود ۲
نوش وصل و نیش هجرانت به میزان درست
جان گزا، چون زهر و روح افزای چون تریاق بود ۳
آنکه بیرون ز، انفس و آفاق جویا بودمش
چون بگردیدم عیان در انفس و آفاق بود ۴
مصحف ما را چنان شیرازه زد صحاف عقل
کاسمانی نامه ها پیشش همه اوراق بود ۵
حادث مطلق وجودم محترم را بازگو
تا که بد ذات قدم درگردش این نه طاق بود ۶
آنکه سرو کاشمر را تیشه زد بر ریشه گفت
این حسود قامت آن سرو سیمین ساق بود ۷
با کفت تشبیه می کردم به همت بحر و کان
بحر اگر رزاق بود و کان اگر خلاق بود ۸
در بساط قرب جانان با تو هر عهدی که بست
خود تو بشکستی درست او بر سر میثاق بود ۹
از حجاز آن ترک شهر آشوب چون شد در عراق
یافت هر، شور و نوا، در پرده عشاق بود ۱۰
حرف حق زد، دوش «حاجب » صوفئی از خانقاه
پاسخش تا صبحدم با زهره و مطراق بود ۱۱
لیک عاشق این هنر را، از ازل مشتاق بود ۱
طاق ابروی تو را نازم که افتاده است طاق
به به از طاقی که جفتش در حقیقت طاق بود ۲
نوش وصل و نیش هجرانت به میزان درست
جان گزا، چون زهر و روح افزای چون تریاق بود ۳
آنکه بیرون ز، انفس و آفاق جویا بودمش
چون بگردیدم عیان در انفس و آفاق بود ۴
مصحف ما را چنان شیرازه زد صحاف عقل
کاسمانی نامه ها پیشش همه اوراق بود ۵
حادث مطلق وجودم محترم را بازگو
تا که بد ذات قدم درگردش این نه طاق بود ۶
آنکه سرو کاشمر را تیشه زد بر ریشه گفت
این حسود قامت آن سرو سیمین ساق بود ۷
با کفت تشبیه می کردم به همت بحر و کان
بحر اگر رزاق بود و کان اگر خلاق بود ۸
در بساط قرب جانان با تو هر عهدی که بست
خود تو بشکستی درست او بر سر میثاق بود ۹
از حجاز آن ترک شهر آشوب چون شد در عراق
یافت هر، شور و نوا، در پرده عشاق بود ۱۰
حرف حق زد، دوش «حاجب » صوفئی از خانقاه
پاسخش تا صبحدم با زهره و مطراق بود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲ - چند بباید زدن از داد، داد
گوهر بعدی:شماره ۶۴ - تا نسیم صبح، بر جهان وزید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.