هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، با زبانی عارفانه و عاشقانه، به مضامینی مانند بیداری، رهایی از غم، عشق، و طلبِ وصال میپردازد. شاعر از ساقی میخواهد تا با دادن شراب، غم را از سینه بزداید و به زندگی نشاط بخشد. همچنین، به نقد ریا و زهدِ ظاهری پرداخته و عشق را راه نجات میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و انتزاعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مصرف شراب (نمادین در شعر کلاسیک) وجود دارد که نیاز به تفسیر دارد.
شماره ۱۷ - صبحست ساقی خیز و ده آن ساغر دوشینه را
صبحست ساقی خیز و ده آن ساغر دوشینه را
کز زنگ غم چون آینه سازد مصفی سینه را ۱
برقع بماهت تا بچند از زلف مشکین افکنی
در زنک مپسند اینقدر ای سنگدل آیینه را ۲
در کنج سینه تا بکی گنجی تو پنهان میکنی
بشکن طلسم و باز کن باری در گنجینه را ۳
تا سازدم یکباره تن آواره زین دیر کهن
خیز و بجامم در فکن آن باده دیرینه را ۴
افتادم از افسردگی آن آب آتش طبع کو
تا خیزم و سوزم ببر این خرقه پشمینه را ۵
زاهد بیا چون عاشقان بر جامه جان چاکزن
تا چند دوزی از ریا بر پاره تن پینه را ۶
تا بید نوری از علی شد خلوت اعیان جلی
روزی که کردی منجلی از جیب غیب آئینه را ۷
کز زنگ غم چون آینه سازد مصفی سینه را ۱
برقع بماهت تا بچند از زلف مشکین افکنی
در زنک مپسند اینقدر ای سنگدل آیینه را ۲
در کنج سینه تا بکی گنجی تو پنهان میکنی
بشکن طلسم و باز کن باری در گنجینه را ۳
تا سازدم یکباره تن آواره زین دیر کهن
خیز و بجامم در فکن آن باده دیرینه را ۴
افتادم از افسردگی آن آب آتش طبع کو
تا خیزم و سوزم ببر این خرقه پشمینه را ۵
زاهد بیا چون عاشقان بر جامه جان چاکزن
تا چند دوزی از ریا بر پاره تن پینه را ۶
تا بید نوری از علی شد خلوت اعیان جلی
روزی که کردی منجلی از جیب غیب آئینه را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - سروم دهد چه جلوه بشوخی خرام را
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - دلا ز چنگ برآمد فغان به محفلها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.