هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و مستی معنوی سخن میگوید، از رهایی از تظاهر و ریاکاری زاهدانه و افسانههای آنان مینالد. او زیبایی بینظیر معشوق و تأثیر آن بر دلش را توصیف میکند و از بیخوابیهای ناشی از یاد معشوق میگوید. در پایان، نور علی (ع) را به عنوان ناظم دیوان سخن و سرچشمهی نظم و زیبایی میستاید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مستی و خرابات (محل عیاشی) نیاز به درک و بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۹ - دوش رندی بخرابات مرا فاش بگفت
دوش رندی بخرابات مرا فاش بگفت
کز چه رو شیشه می کرده ای در خرقه نهفت ۱
خرقه بر تن بدر و شیشه می فاش بنوش
هیچ پروا مکن از زاهدی افسانه که گفت ۲
در گلستان جهان تا که فلک یاد دهد
هرگز ای گل چو گل روی تو یک گل نشکفت ۳
دل ما را که نباشد بجهان مثل و قرین
گرچه یکتاست بود روز و شبش یاد تو جفت ۴
زآمد و رفت خیال رخ دلجوی مهی
یکشبم تا بسحر دیده بیدار نخفت ۵
غیر نور علی آن ناظم دیوان سخن
نظم دربار بدینگونه که گفت و که شنفت؟ ۶
کز چه رو شیشه می کرده ای در خرقه نهفت ۱
خرقه بر تن بدر و شیشه می فاش بنوش
هیچ پروا مکن از زاهدی افسانه که گفت ۲
در گلستان جهان تا که فلک یاد دهد
هرگز ای گل چو گل روی تو یک گل نشکفت ۳
دل ما را که نباشد بجهان مثل و قرین
گرچه یکتاست بود روز و شبش یاد تو جفت ۴
زآمد و رفت خیال رخ دلجوی مهی
یکشبم تا بسحر دیده بیدار نخفت ۵
غیر نور علی آن ناظم دیوان سخن
نظم دربار بدینگونه که گفت و که شنفت؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸ - کوی دلدار بهشت است چمن نتوان گفت
گوهر بعدی:شماره ۹۰ - بسته باشد تا بکی میخانه را در الغیاث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.