هوش مصنوعی:
در این شعر، شاعر از گشودن نقاب یار و نمایان شدن جمال او سخن میگوید. او با استفاده از استعارههایی مانند آینه دل و صیقل جان، به پاک شدن زنگ منیت اشاره میکند. یار در هر لحظه به شکلی جدید ظاهر میشود و دلها را میرباید. وجود همه چیز در عالم به وجود او وابسته است و او هم ناظر است و هم منظره، هم شاهد است و هم مشهود. در نهایت، شاعر از نور و شراب باقی سخن میگوید که پیوسته به ما میرسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'شراب' ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۰۸ - یار از رخ خود نقاب بگشود
یار از رخ خود نقاب بگشود
بی پرده جمال خویش بنمود ۱
زآئینه دل بصیقل جان
زنگ من و ما تمام بزدود ۲
هر لحظه بصورتی برآمد
دل از کف خاص و عام بربود ۳
موجود و وجود هر دو عالم
از جود وجود اوست موجود ۴
خود ناظر و منظر است و منظور
خود شاهد و مشهد است و مشهود ۵
خود نور علی ز جام باقی
پیوسته بما شراب پیمود ۶
بی پرده جمال خویش بنمود ۱
زآئینه دل بصیقل جان
زنگ من و ما تمام بزدود ۲
هر لحظه بصورتی برآمد
دل از کف خاص و عام بربود ۳
موجود و وجود هر دو عالم
از جود وجود اوست موجود ۴
خود ناظر و منظر است و منظور
خود شاهد و مشهد است و مشهود ۵
خود نور علی ز جام باقی
پیوسته بما شراب پیمود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۱۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷ - هرکه در بحر جان نظر دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹ - تا عکس رخش در دل عشاق عیان شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.