هوش مصنوعی: این متن عرفانی و شاعرانه به موضوع عشق الهی و جستجوی معنا در وجود می‌پردازد. شاعر از دیدن نقش یار در آینه‌ی دل سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق، حیات جاودان است. همچنین، اشاره‌ای به ظهور نور علی(ع) و تأثیر آن بر جهان دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شاعرانه، فهم آن را برای سنین پایینتر چالش‌برانگیز می‌کند.

شماره ۱۰۹ - تا عکس رخش در دل عشاق عیان شد

تا عکس رخش در دل عشاق عیان شد
برداشت ز رخ پرده و در پرده نهان شد ۱

برخاست ز صحرای عدم گرد معانی
چون بحر وجود ازلی موج فشان شد ۲

از صبح ازل نقش رخ یار بدیدم
تا شام ابد جان بخیالش نگران شد ۳

بی عشق دلی زنده جاوید نماند
چون عشق حیاتست که جان زنده آن شد ۴

گفتی که در آئینه بجز یار توان دید
چندانکه بدیدیم نه این گشت و نه آن شد ۵

میخواست که خود را بنماید بخود آن یار
گه صورت پیر آمد و گه شکل جوان شد ۶

چون نور علی رالب گفتار برآمد
سرتاسر آفاق پر از شور و فغان شد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۸ - یار از رخ خود نقاب بگشود
گوهر بعدی:شماره ۱۱۰ - افسر سلطان گل جانب بستان رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.