هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از لحظات شاد و مستی خود در کنار ساقی و معشوقهاش میگوید، از نوشیدن شراب و لذتهای زندگی سخن میراند و به زاهدانی که از روز قیامت میترسند، طعنه میزند. او زندگی خود را با عشق و مستی توصیف میکند و از قلب پرآتش و چشمان پرآب خود یاد میکند.
رده سنی:
18+
اشاره به مصرف شراب و مفاهیم عاشقانهای که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد.
شماره ۲۳۷ - دوشم بصدر مصطبه ساقی مهوشی
دوشم بصدر مصطبه ساقی مهوشی
بر لب نهاد جام فرح بخش بیغشی ۱
لب بر لب پیاله و کف بر کف نگار
کردم تمام نوش بشادی و دلخوشی ۲
تر شد چو کام جانم از آن جام خوشگوار
گفتی که ریخت ناگهم آبی بر آتشی ۳
گر قامتم چو چنگ خمید ای جوان چه باک
عمری بسوی میکده کردم سبو کشی ۴
زاهد اگر ترا همه اعمال دل نکوست
از روز رستخیز چرا پس مشوشی ۵
حاصل ز مهر ماهوشانم ببحر و بر
چشمی پرآب باشد و قلبی پر آتشی ۶
تا این زمان چو نور علی چشم آسمان
هرگز ندیده جرعه کشی رند سرخوشی ۷
بر لب نهاد جام فرح بخش بیغشی ۱
لب بر لب پیاله و کف بر کف نگار
کردم تمام نوش بشادی و دلخوشی ۲
تر شد چو کام جانم از آن جام خوشگوار
گفتی که ریخت ناگهم آبی بر آتشی ۳
گر قامتم چو چنگ خمید ای جوان چه باک
عمری بسوی میکده کردم سبو کشی ۴
زاهد اگر ترا همه اعمال دل نکوست
از روز رستخیز چرا پس مشوشی ۵
حاصل ز مهر ماهوشانم ببحر و بر
چشمی پرآب باشد و قلبی پر آتشی ۶
تا این زمان چو نور علی چشم آسمان
هرگز ندیده جرعه کشی رند سرخوشی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۶ - صبح عید است ساقیا جامی
گوهر بعدی:شماره ۲۳۸ - خوشا عشق و نیاز نازنینی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.