هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از فراق و جدایی از معشوق خود مینالد و درد هجران را توصیف میکند. او از نبود نور در زندگی خود پس از رفتن معشوق، بیوفایی او، و رنجی که تحمل کرده سخن میگوید. در پایان، آرزوی بازگشت نور (معشوق) را دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق مانند جدایی، اندوه و عشق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۱ - یاری که وداعم ننمود و بسفر رفت
یاری که وداعم ننمود و بسفر رفت
گو رو بسلامت که ز راه تو خطر رفت ۱
تا پیش نظر بود مرا نور بصر بود
نورم ز بصر رفت چو از پیش نظر رفت ۲
آن شوخ جفا پیشه که هیچم بوداعی
ننواخت دم رفتن و از شهر بدر رفت ۳
زد تیر غمی بر دل ریشم که ز زخمش
خوناب جگر بر رخم از دیده تر رفت ۴
او راست چه تیر نظر از ما شد و ما را
قد خم چو کمان شد ز غم و عمر بسر رفت ۵
بس تلخ شد از حنظل هجرش دهن من
یکباره برون از دهنم طعم شکر رفت ۶
ای باد بیاور ز رخش سرمه خاکی
تا سرمه کند نور که نورش ز بصر رفت ۷
گو رو بسلامت که ز راه تو خطر رفت ۱
تا پیش نظر بود مرا نور بصر بود
نورم ز بصر رفت چو از پیش نظر رفت ۲
آن شوخ جفا پیشه که هیچم بوداعی
ننواخت دم رفتن و از شهر بدر رفت ۳
زد تیر غمی بر دل ریشم که ز زخمش
خوناب جگر بر رخم از دیده تر رفت ۴
او راست چه تیر نظر از ما شد و ما را
قد خم چو کمان شد ز غم و عمر بسر رفت ۵
بس تلخ شد از حنظل هجرش دهن من
یکباره برون از دهنم طعم شکر رفت ۶
ای باد بیاور ز رخش سرمه خاکی
تا سرمه کند نور که نورش ز بصر رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰ - آن یار که دی از بر من بار سفربست
گوهر بعدی:شماره ۴۲ - نه تنها شبم تیره از موی اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.