هوش مصنوعی: شاعر در این متن از احساس حقارت و ناتوانی در زندگی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که بدون عشق و حضور معشوق، زندگی برایش بی‌معناست. او حتی از ناتوانی در گریستن به دلیل شدت رنجش می‌گوید و امید چندانی به ادامه زندگی ندارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل احساسات عمیق غم و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد. درک کامل این احساسات نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۸ - ته بندومه تا مه استخون (هسّکا) بَپیسْتِن

ته بندومه تا مه استخون (هسّکا) بَپیسْتِن
منه جان! تویی، بی‌جان نتومّه زیستن ۱

بسا این‌که حقیرْمِهْ وُ نَتومّه زیستن
با این رَنْگِنٰا چِشْ نَتومّه گریستن ۲

منکه رَنْگِنٰا چِشْ نتومّه گریستن
مه جان چی امید دارمه من شه بزیستن ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۳
کانال گوهرین در ایتا
۱۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷ - امیر گنه: مِهْ تاج سَرْ! مه دِلُ و تَنْ!
گوهر بعدی:شماره ۹ - چی وا (چی بو) بَمِردْ بومْ ته عشقِ وَرْمن‌ای هو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.