هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی خود به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که هر جزء از وجودش به او وابسته است. او از رنجها و اشکهایی که برای معشوق ریخته سخن میگوید و احساس میکند که دنیا و اطرافیانش با او دشمنی دارند. شاعر خود را در دام عشق معشوق گرفتار میبیند و از این وضعیت رنج میبرد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد تا بتوان آن را به درستی درک کرد.
غزل ۵ - ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا
ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا
به زیر زلف تو هر موی مسکنی است مرا ۱
برای آنکه ز غیر تو چشم بردوزم
به جای هر مژه بر چشم سوزنی است مرا ۲
ز بس که بر سر کوی تو اشک ریختهام
ز لعل در بر هر سنگ دامنی است مرا ۳
فلک موافقت من کبود درپوشید
چو دید کز تو بهر لحظه شیونی است مرا ۴
از آن زمان که ز تو لاف دوستی زدهام
به هر کجا که رفیقی است دشمنی است مرا ۵
هر آنکه آب من از دیده زیر کاه تو دید
یقین شناخت که بر باد خرمنی است مرا ۶
به دام عشق تو درماندهام چو خاقانی
اگر نه بام فلک خوش نشیمنی است مرا ۷
به زیر زلف تو هر موی مسکنی است مرا ۱
برای آنکه ز غیر تو چشم بردوزم
به جای هر مژه بر چشم سوزنی است مرا ۲
ز بس که بر سر کوی تو اشک ریختهام
ز لعل در بر هر سنگ دامنی است مرا ۳
فلک موافقت من کبود درپوشید
چو دید کز تو بهر لحظه شیونی است مرا ۴
از آن زمان که ز تو لاف دوستی زدهام
به هر کجا که رفیقی است دشمنی است مرا ۵
هر آنکه آب من از دیده زیر کاه تو دید
یقین شناخت که بر باد خرمنی است مرا ۶
به دام عشق تو درماندهام چو خاقانی
اگر نه بام فلک خوش نشیمنی است مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴ - رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا
گوهر بعدی:غزل ۶ - به زبان چرب جانا بنواز جان ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.