هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه از خاقانی، بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق است. شاعر با زبانی شیوا و پراحساس، از درد فراق و نیاز به وصل سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند و دل ناتوانش را تسلی بخشد. او از قدرت و جلال معشوق سخن میگوید و خود را در برابر عظمت او کوچک و ناچیز میداند.
رده سنی:
16+
این متن به دلیل استفاده از مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و همچنین زبان پیچیده و ادبی، برای مخاطبانی مناسب است که از بلوغ فکری و ادبی کافی برخوردار باشند تا بتوانند مفاهیم و احساسات بیانشده را درک کنند.
غزل ۶ - به زبان چرب جانا بنواز جان ما را
به زبان چرب جانا بنواز جان ما را
به سلام خشک خوش کن دل ناتوان ما را ۱
ز میان برآر دستی مگر از میانجی تو
به کران برد زمانه غم بیکران ما را ۲
به دو چشم آهوی تو که به دولت تو گردون
همه عبده نویسد سگ پاسبان ما را ۳
ز پی عماری تو چه روان کنیم مرکب
چو رکیب تو روان شد چه محل روان ما را ۴
به سرا و مجلس خود مطلب نشانی ما
چو تو بر نشان کاری چه کنی نشان ما را ۵
گلهٔ فراق گفتم که نه نیک رفت با
به کرشمه مهر برنه پس از این زبان ما را ۶
به تو درگریخت خاقانی و جان فشاند بر تو
اگرش مزید خواهی بپذیر جان ما را ۷
به سلام خشک خوش کن دل ناتوان ما را ۱
ز میان برآر دستی مگر از میانجی تو
به کران برد زمانه غم بیکران ما را ۲
به دو چشم آهوی تو که به دولت تو گردون
همه عبده نویسد سگ پاسبان ما را ۳
ز پی عماری تو چه روان کنیم مرکب
چو رکیب تو روان شد چه محل روان ما را ۴
به سرا و مجلس خود مطلب نشانی ما
چو تو بر نشان کاری چه کنی نشان ما را ۵
گلهٔ فراق گفتم که نه نیک رفت با
به کرشمه مهر برنه پس از این زبان ما را ۶
به تو درگریخت خاقانی و جان فشاند بر تو
اگرش مزید خواهی بپذیر جان ما را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵ - ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا
گوهر بعدی:غزل ۷ - بر سر کرشمه از دل خبری فرست ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.