هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که بر اهمیت طلب و جستوجوی معنوی تأکید دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که از خودگذشتگی کند، به دنبال عشق حقیقی برود و از مادیات فاصله بگیرد. او همچنین به مفهوم نیستی و رسیدن به حقیقت از طریق دل اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۴ - گر مدعی نهای غم جانان به جان طلب
گر مدعی نهای غم جانان به جان طلب
جان چون به شهر عشق رسد نورهان طلب ۱
خون خرد بریز و دیت بر عدم نویس
برگ هوا بساز و نثار از روان طلب ۲
دی یاسجی ز ترکش جانانت گم شده است
دل و اشکاف و یاسح او در میان طلب ۳
گر نیست گشتی از خود و با تو توئی نماند
از نیستی در آینهٔ دل نشان طلب ۴
تا از طلب به یافت رسی سالهاست راه
بس کن حدیث یافت طلب را به جان طلب ۵
خاقانیا پیاده شو از جان که دل توراست
بر دل سوار گرد و فلک در عنان طلب ۶
اقطاع این سوار ورای خرد شناس
میدان این براق برون از جهان طلب ۷
جان چون به شهر عشق رسد نورهان طلب ۱
خون خرد بریز و دیت بر عدم نویس
برگ هوا بساز و نثار از روان طلب ۲
دی یاسجی ز ترکش جانانت گم شده است
دل و اشکاف و یاسح او در میان طلب ۳
گر نیست گشتی از خود و با تو توئی نماند
از نیستی در آینهٔ دل نشان طلب ۴
تا از طلب به یافت رسی سالهاست راه
بس کن حدیث یافت طلب را به جان طلب ۵
خاقانیا پیاده شو از جان که دل توراست
بر دل سوار گرد و فلک در عنان طلب ۶
اقطاع این سوار ورای خرد شناس
میدان این براق برون از جهان طلب ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳ - سر به عدم درنه و یاران طلب
گوهر بعدی:غزل ۱۵ - مست تمام آمده است بر در من نیم شب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.