هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دردهای ناشی از آن سخن میگوید. او بیان میکند که عشق فراتر از وصل و هجران است و دردهای آن از درمان نیز فراتر میرود. شاعر به دشواریهای عشق اشاره کرده و میگوید که در زمانهی کنونی، کار اصلی عشق است و نمیتوان از آن گذشت. همچنین، او از تأثیر عشق بر جهان و سلطنت آن سخن میگوید و در نهایت، از درد و رنج خود که به حدی است که دامانش را خون گرفته، یاد میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق و فلسفی دربارهی عشق و دردهای ناشی از آن است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۱۹ - کار عشق از وصل و هجران درگذشت
کار عشق از وصل و هجران درگذشت
درد ما از دست درمان درگذشت ۱
کار، صعب آمد به همت برفزود
گوی، تیز آمد ز چوگان درگذشت ۲
در زمانه کار کار عشق توست
از سر این کار نتوان درگذشت ۳
کی رسم در تو که رخش وصل تو
از زمانه بیست میدان درگذشت ۴
فتنهٔ عشق تو پردازد جهان
خاصه میداند که سلطان درگذشت ۵
جوی خون دامان خاقانی گرفت
دامنش چه، کز گریبان درگذشت ۶
درد ما از دست درمان درگذشت ۱
کار، صعب آمد به همت برفزود
گوی، تیز آمد ز چوگان درگذشت ۲
در زمانه کار کار عشق توست
از سر این کار نتوان درگذشت ۳
کی رسم در تو که رخش وصل تو
از زمانه بیست میدان درگذشت ۴
فتنهٔ عشق تو پردازد جهان
خاصه میداند که سلطان درگذشت ۵
جوی خون دامان خاقانی گرفت
دامنش چه، کز گریبان درگذشت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸ - رویم ز گریه بین چو گلین کاه زیر آب
گوهر بعدی:غزل ۲۰ - انصاف در جبلت عالم نیامده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.