هوش مصنوعی:
این متن به بیان ناامیدی و تلخیهای زندگی میپردازد و اشاره میکند که عدالت و آرامش در جهان وجود ندارد. همچنین، از حوادث ناگوار و سختیهای زندگی سخن میگوید و تأکید میکند که هیچکس از غم و رنج در امان نیست. شاعر به خواننده توصیه میکند که فریب دنیا را نخورد و با واقعیتهای سخت زندگی کنار بیاید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم فلسفی و انتقادی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، محتوای آن شامل ناامیدی و تلخیهای زندگی است که برای مخاطبان بالغ مناسبتر است.
غزل ۲۰ - انصاف در جبلت عالم نیامده است
انصاف در جبلت عالم نیامده است
راحت نصیب گوهر آدم نیامده است ۱
از مادر زمانه نزاده است هیچکس
کوهم ز دهر نامزد غم نیامده است ۲
از موج غم نجات کسی راست کو هنوز
بر شط کون و عرصهٔ عالم نیامده است ۳
از ساغر زمانه که نوشید شربتی
کان نوش جانگزایتر از سم نیامده است ۴
گیتی تو را ز حادثه ایمن کجا کند؟
کورا ز حادثات امان هم نیامده است ۵
دزدی است چرخ نقبزن اندر سرای عمر
آری به هرزه قامت او خم نیامده است ۶
آسودگی مجوی که کس را به زیر چرخ
اسباب این مراد فراهم نیامده است ۷
با خستگی بساز که ما را ز روزگار
زخم آمده است حاصل و مرهم نیامده است ۸
در جامهٔ کبود فلک بنگر و بدان
کاین چرخ جز سراچهٔ ماتم نیامده است ۹
خاقانیا فریب جهان را مدار گوش
کورا ز ده، دو قاعده محکم نیامده است ۱۰
راحت نصیب گوهر آدم نیامده است ۱
از مادر زمانه نزاده است هیچکس
کوهم ز دهر نامزد غم نیامده است ۲
از موج غم نجات کسی راست کو هنوز
بر شط کون و عرصهٔ عالم نیامده است ۳
از ساغر زمانه که نوشید شربتی
کان نوش جانگزایتر از سم نیامده است ۴
گیتی تو را ز حادثه ایمن کجا کند؟
کورا ز حادثات امان هم نیامده است ۵
دزدی است چرخ نقبزن اندر سرای عمر
آری به هرزه قامت او خم نیامده است ۶
آسودگی مجوی که کس را به زیر چرخ
اسباب این مراد فراهم نیامده است ۷
با خستگی بساز که ما را ز روزگار
زخم آمده است حاصل و مرهم نیامده است ۸
در جامهٔ کبود فلک بنگر و بدان
کاین چرخ جز سراچهٔ ماتم نیامده است ۹
خاقانیا فریب جهان را مدار گوش
کورا ز ده، دو قاعده محکم نیامده است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۶۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹ - کار عشق از وصل و هجران درگذشت
گوهر بعدی:غزل ۲۱ - پای گریز نیست که گردون کمانکش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.