هوش مصنوعی:
این شعر از خاقانی بیانگر عشق و اندوه شاعر است. او از زیبایی معشوق و تأثیرات عمیق عشق و غم بر دلش سخن میگوید. شاعر از شکستن دل خود و ناتوانی در رساندن پیامهایش به معشوق شکایت میکند و در نهایت، قلمش نیز در بیان این قصه شکسته میشود.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۷ - رخ تو رونق قمر بشکست
رخ تو رونق قمر بشکست
لب توقیمت شکر بشکست ۱
لشکر غمزهٔ تو بیرون تاخت
صف عقلم به یک نظر بشکست ۲
بر در دل رسید و حلقه بزد
پاسبان خفته دید و در بشکست ۳
من خود از غم شکسته دل بودم
عشقت آمد تمامتر بشکست ۴
نیش مژگان چنان زدی به دلم
که سر نیش در جگر بشکست ۵
نرسد نامههای من به تو ز آنک
پر مرغان نامهبر بشکست ۶
قصهای مینوشت خاقانی
قلم اینجا رسید و سر بشکست ۷
لب توقیمت شکر بشکست ۱
لشکر غمزهٔ تو بیرون تاخت
صف عقلم به یک نظر بشکست ۲
بر در دل رسید و حلقه بزد
پاسبان خفته دید و در بشکست ۳
من خود از غم شکسته دل بودم
عشقت آمد تمامتر بشکست ۴
نیش مژگان چنان زدی به دلم
که سر نیش در جگر بشکست ۵
نرسد نامههای من به تو ز آنک
پر مرغان نامهبر بشکست ۶
قصهای مینوشت خاقانی
قلم اینجا رسید و سر بشکست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۷۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶ - دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت
گوهر بعدی:غزل ۴۸ - از حال خود شکسته دلان را خبر فرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.