هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر زیبایی و برتری معشوق خود را ستایش میکند و بیان میکند که هیچ کس در عالم به پای او نمیرسد. شاعر از عشق و علاقهی خود به معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که هیچ چیز در دنیا به اندازهی او ارزشمند نیست.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و عبارات پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۰ - روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشت
روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشت
حسن تو دارد ملک آنکه سلیمان نداشت ۱
شو بده انصاف خویش کز همه روحانیان
حجرهٔ روح القدس به ز تو مهمان نداشت ۲
در همه روی زمین به ز تو دارندهای
بزم خلیفه ندید لشکر سلطان نداشت ۳
خاک درت را فلک بوسه نیارست زد
ز آنکه دو عالم به نقد از پی تاوان نداشت ۴
طیره از آنی که دل پای سریر تو را
هدیه به جز سر نیافت، تحفه به جز جان نداشت ۵
آنچه ز سودای تو در دل خاقانی است
نیست به عالم سری کو پی تو آن نداشت ۶
حسن تو دارد ملک آنکه سلیمان نداشت ۱
شو بده انصاف خویش کز همه روحانیان
حجرهٔ روح القدس به ز تو مهمان نداشت ۲
در همه روی زمین به ز تو دارندهای
بزم خلیفه ندید لشکر سلطان نداشت ۳
خاک درت را فلک بوسه نیارست زد
ز آنکه دو عالم به نقد از پی تاوان نداشت ۴
طیره از آنی که دل پای سریر تو را
هدیه به جز سر نیافت، تحفه به جز جان نداشت ۵
آنچه ز سودای تو در دل خاقانی است
نیست به عالم سری کو پی تو آن نداشت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹ - زان زلف مشک رنگ نسیمی به ما فرست
گوهر بعدی:غزل ۵۱ - به باغ وصل تو خاری، رقیب صد ورد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.