هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر عمیقاً عشق و علاقه خود را به معشوق بیان میکند. او از خیال معشوق در شبها، جمال او در باغ جان، و عشق بینظیرش سخن میگوید. شاعر معتقد است که هیچ چیزی در جهان به زیبایی و جذابیت معشوق او نیست و تمام آرزوهایش به وصال معشوق ختم میشود.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۵۴ - شمع شبها به جز خیال تو نیست
شمع شبها به جز خیال تو نیست
باغ جانها به جز جمال تو نیست ۱
رو که خورشید عشق را همه روز
طالعی به ز اتصال تو نیست ۲
شو که سلطان فتنه را همه سال
سپهی به ز زلف و خال تو نیست ۳
رخش شوخی مران که عالم را
طاقت ضربت دوال تو نیست ۴
سغبهٔ وعدهٔ محال توام
کیست کو سغبهٔ محال تو نیست ۵
همه روز ار ز روی تو دورست
همه شب خالی از خیال تو نیست ۶
ز آرزوها که داشت خاقانی
هیچ و همی به جز وصال تو نیست ۷
باغ جانها به جز جمال تو نیست ۱
رو که خورشید عشق را همه روز
طالعی به ز اتصال تو نیست ۲
شو که سلطان فتنه را همه سال
سپهی به ز زلف و خال تو نیست ۳
رخش شوخی مران که عالم را
طاقت ضربت دوال تو نیست ۴
سغبهٔ وعدهٔ محال توام
کیست کو سغبهٔ محال تو نیست ۵
همه روز ار ز روی تو دورست
همه شب خالی از خیال تو نیست ۶
ز آرزوها که داشت خاقانی
هیچ و همی به جز وصال تو نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۳ - دردی است درد عشق که درمان پذیر نیست
گوهر بعدی:غزل ۵۵ - سر سودای تو را سینهٔ ما محرم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.