هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و علاقهی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که حتی سینهاش محرم راز عشق نیست و هیچ کس به حرم وصل معشوق راه ندارد. شاعر از ناامیدی و درد عشق میگوید و این که هیچ چیز در دو جهان ارزش یک لحظه وصال با معشوق را ندارد. همچنین، او از ظلم و ستم معشوق و تأثیرات عشق بر دلهای عاشقان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۵۵ - سر سودای تو را سینهٔ ما محرم نیست
سر سودای تو را سینهٔ ما محرم نیست
سینهٔ ما چه که ارواح ملایک هم نیست ۱
کالبد کیست که بیند حرم وصل تو را
کانکه جان است به درگاه تو هم محرم نیست ۲
خاک آن ره که سگ کوی تو بگذشت بر او
شیر مردان را از نافهٔ آهو کم نیست ۳
هر دلی را که کبودی ز لب لعل تو داشت
خانقاهش به جز از زلف خم اندر خم نیست ۴
بیدلی را که دمی با تو مهیا گردد
قیمت هر دو جهان نیمهٔ آن یکدم نیست ۵
دیدهٔ شوخ تو را کشتن خلق آئین شد
تا کی این ظلم، در این دیده همانا نم نیست ۶
زین خبر زلف تو شاد است به رنگش منگر
کاین سیه جامگی از کفر است از ماتم نیست ۷
رو که سلطان جمالی تو و در عالم عشق
آخرین صف ز گدایان تو جز آدم نیست ۸
چون به صد تیر بخستی دل خاقانی را
خود در آن، حقهٔ نوشین تو یک مرهم نیست ۹
سینهٔ ما چه که ارواح ملایک هم نیست ۱
کالبد کیست که بیند حرم وصل تو را
کانکه جان است به درگاه تو هم محرم نیست ۲
خاک آن ره که سگ کوی تو بگذشت بر او
شیر مردان را از نافهٔ آهو کم نیست ۳
هر دلی را که کبودی ز لب لعل تو داشت
خانقاهش به جز از زلف خم اندر خم نیست ۴
بیدلی را که دمی با تو مهیا گردد
قیمت هر دو جهان نیمهٔ آن یکدم نیست ۵
دیدهٔ شوخ تو را کشتن خلق آئین شد
تا کی این ظلم، در این دیده همانا نم نیست ۶
زین خبر زلف تو شاد است به رنگش منگر
کاین سیه جامگی از کفر است از ماتم نیست ۷
رو که سلطان جمالی تو و در عالم عشق
آخرین صف ز گدایان تو جز آدم نیست ۸
چون به صد تیر بخستی دل خاقانی را
خود در آن، حقهٔ نوشین تو یک مرهم نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴ - شمع شبها به جز خیال تو نیست
گوهر بعدی:غزل ۵۶ - ما به غم خو کردهایم ای دوست ما را غم فرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.