هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد عشق و فراق را بیان میکند. شاعر از زخمهای عشق و ناتوانی در برابر آن سخن میگوید و اشاره میکند که عشق او مانند چنبرهای است که هیچ کس نمیتواند از آن بگذرد. او از بیتوجهی معشوق شکایت کرده و اظهار میدارد که تنها معشوق میتواند او را نجات دهد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۱۴ - دل زخم تو را سپر ندارد
دل زخم تو را سپر ندارد
آماج تو جز جگر ندارد ۱
شرط است که بر بساط عشقت
آن پای نهد که سر ندارد ۲
وین طرفه که در هوای وصلت
آن مرغ پرد که پر ندارد ۳
عشق تو چو چنبر اجل شد
کس نه که بر او گذر ندارد ۴
در درد توام، تو فارغ از من
کس دردی ازین بتر ندارد ۵
خاقانی از آن توست دریاب
کو جز تو کسی دگر ندارد ۶
آماج تو جز جگر ندارد ۱
شرط است که بر بساط عشقت
آن پای نهد که سر ندارد ۲
وین طرفه که در هوای وصلت
آن مرغ پرد که پر ندارد ۳
عشق تو چو چنبر اجل شد
کس نه که بر او گذر ندارد ۴
در درد توام، تو فارغ از من
کس دردی ازین بتر ندارد ۵
خاقانی از آن توست دریاب
کو جز تو کسی دگر ندارد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۳ - دل که در دام تو افتاد غم جان نبرد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۵ - بوسه گه آسمان نعل سمند تو باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.