هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات عشق، مینوشی، و عرفان میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند خمار عاشقی، زهد، و عشق الهی سخن میگوید و از نمادهایی مانند می، پیر مغان، و کعبتین عشق استفاده میکند. متن به دنبال بیان این است که برای رسیدن به حقیقت عشق و عرفان، باید از تکلفات زاهدانه دوری کرد و به سمت تجربههای عمیقتر روحانی حرکت کرد.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مفاهیمی مانند خمار عاشقی ممکن است برای سنین پایینتر نامناسب باشد.
غزل ۱۳۰ - می وقت صبوح راوقی باید
می وقت صبوح راوقی باید
وان می به خمار عاشقی باید ۱
چون مرغ قنینه زد صلای می
با پیر مغان موافقی باید ۲
تا زهد تکلفیت برخیزد
بر ناصیه داغ فاسقی باید ۳
در پیش خسان اگر نهی خوانی
هم بینمک منافقی باید ۴
همچون محکت چو چهره بخراشند
بر چهره نشان صادقی باید ۵
در هر کنجی است تازه عذرائی
اما نظر تو وامقی باید ۶
چون کار به کعبتین عشق افتد
شش پنج زنش حقایقی باید ۷
وان می به خمار عاشقی باید ۱
چون مرغ قنینه زد صلای می
با پیر مغان موافقی باید ۲
تا زهد تکلفیت برخیزد
بر ناصیه داغ فاسقی باید ۳
در پیش خسان اگر نهی خوانی
هم بینمک منافقی باید ۴
همچون محکت چو چهره بخراشند
بر چهره نشان صادقی باید ۵
در هر کنجی است تازه عذرائی
اما نظر تو وامقی باید ۶
چون کار به کعبتین عشق افتد
شش پنج زنش حقایقی باید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۹ - ازین ده رنگتر یاری نپندارم که کس دارد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۱ - تو را نازی است اندر سر که عالم بر نمیتابد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.