هوش مصنوعی: شاعر در این متن از ناکامی‌های عاشقانه خود سخن می‌گوید. او از تلاش‌های بی‌ثمرش برای جلب توجه معشوق و نرسیدن به آرزوهایش می‌نالد. با وجود تمام تلاش‌ها، حتی یک ذره از خواسته‌هایش برآورده نشده است. شاعر به این نتیجه می‌رسد که در عشق، مانند خاقانی، به مقصود نرسیده است.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و ناکامی‌های احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۱۴۵ - دل دادم و کار برنیامد

دل دادم و کار برنیامد
کام از لب یار برنیامد ۱

با او سخن از کنار گفتم
در خط شد و کار برنیامد ۲

دل گفت حدیث بوسه میکن
اکنون که کنار برنیامد ۳

در معنی بوسهٔ تهی هم
گفتم دو سه بار برنیامد ۴

بس کردم ازین سخن که چندان
نقدی به عیار برنیامد ۵

از هرکه به کوی او فروشد
جز من به شمار برنیامد ۶

در راه غمش دواسبه راندم
یک ذره غبار برنیامد ۷

مقصود نیافت هر که در عشق
خاقانی وار بر نیامد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۵۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۴ - سر زلفت چو در جولان بیاید
گوهر بعدی:غزل ۱۴۶ - مرا غم تو به خمار خانه باز آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.